با نگاهی گذرا به خیابانهای اصلی میناب، بهویژه در محدوده بازار مرکزی و مناطق پرتردد، رشد روزافزون فروشگاههای زنجیرهای بهراحتی قابل مشاهده است. فروشگاههایی با ظاهری مدرن، تخفیفهای چشمگیر و قفسههایی پر از کالا، هر روز بیشتر از قبل در سطح شهر گسترش مییابند. اگرچه در نگاه اول، این پدیده میتواند نشان از پیشرفت اقتصادی و ارتقاء سطح خدماترسانی به شهروندان تلقی شود، اما بررسی دقیقتر ابعاد اجتماعی و اقتصادی آن، زنگ خطری جدی برای میناب و آیندهی کسبوکارهای سنتی آن به صدا درمیآورد.
یکی از اصلیترین پیامدهای منفی این روند، ضربهی شدید به مشاغل خرد و فروشگاههای بومی است. بسیاری از این واحدهای کوچک توان رقابت با تخفیفهای سنگین و تبلیغات گسترده فروشگاههای زنجیرهای را ندارند. مغازهداران قدیمی که سالها در بازار میناب فعالیت داشتهاند، حالا با کاهش فروش، بدهیهای انباشته و تهدید تعطیلی مواجهاند. این مسئله نه تنها معیشت صدها خانوار را به خطر انداخته، بلکه به مرور هویت اقتصادی بومی شهر را نیز فرسوده میسازد.
از سوی دیگر، تمرکز سرمایه در دست تعداد معدودی از برندهای بزرگ، منجر به کاهش گردش سرمایه در سطح محلی میشود. در حالی که فروشگاههای بومی درآمد خود را عمدتاً در همان منطقه خرج میکردند، سود فروشگاههای زنجیرهای غالباً به حسابهای مرکزی در شهرهای بزرگتر واریز میشود، و این یعنی تخلیهی تدریجی منابع اقتصادی میناب.
در کنار این چالشها، افزایش ترافیک، رقابت ناسالم، و کاهش تعامل اجتماعی نیز از پیامدهای جانبی توسعه بیرویه فروشگاههای زنجیرهای است. فضاهایی که پیشتر محل دیدار و گفتوگوی مردم با فروشندگان آشنا و هممحلی بودند، اکنون جای خود را به رابطهای سرد و مکانیکی در فروشگاههای بزرگ دادهاند.
در مجموع، گرچه نمیتوان منکر نقش فروشگاههای زنجیرهای در تنوع کالا و خدمات شد، اما ضروری است که گسترش آنها با برنامهریزی دقیق، ضوابط شهری، و در نظر گرفتن منافع کسبوکارهای محلی همراه باشد. مسئولان شهری و تصمیمگیران اقتصادی باید با اتخاذ سیاستهایی هوشمندانه، میان توسعه مدرن و حفظ اصالت اقتصادی و اجتماعی میناب تعادل برقرار کنند، پیش از آنکه این شهر، هویت تجاری بومی خود را برای همیشه از دست بدهد.











